فرهنگ مردم : ادبیات و هنر بر سنگ قبر (گودرز ایزدی) – ۱

///فرهنگ مردم : ادبیات و هنر بر سنگ قبر (گودرز ایزدی) – ۱

فرهنگ مردم : ادبیات و هنر بر سنگ قبر (گودرز ایزدی) – ۱

ادبیات و هنر بر سنگ قبر 

گودرز ایزدی

اگرچه مرگ آدمی، سر بر هوای رویِش ندارد. اما ریشه‌ای دارد در خاک، به قدمت و گستردگی زندگی نبضش در نبود مویرگ‌های انسان غارنشین می‌تپد و صدایش از نی‌های استخوان‌های پوسیده بر افلاک بوده است. در نقبی بر دورترین زمان، تاریخِ ۱/۱/۱ را همراه دارد و برمی‌گردد تا نزدیک‌های روزی که حافظ گفت «گلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند». هنر و ادبیات در تمامی انواعش و در طول زمان نه‌تنها ملازم زندگی که همراه همیشگی مرگ بوده است. از هبوط آدمی در سراندیب، تا جنازه زخمی هابیل بر شانه برادر و کلاغی که آداب بر گور کردن را به قابیل می‌آموزد و بدین‌سان بود که انسان در پرسه میان گور و گهواره به آذین هر دوی‌شان پرداخت و بر این مهم هنر و ادبیات را به خدمت گرفت. اگرچه هنر با انسان زاده می‌شود اما با مرگ او به پایان نمی‌رسد که یادمانی می‌شود هزار گونه، تا بر گور و تارک آرامگاه بدرخشد، اندوهی از چهره‌ای زُداید و اندیشه را از اصل و ترس مرگ به دور دارد.

ادبیات و هنر با کهن‌الگوهای اساطیری، نشانه‌شناسی، سمبل، نماد، مجسمه‌سازی، معماری، خط و نقاشی، رمل و اسطرلاب، نقوش هندسی و جغرافیایی، موسیقی و شعر، داستان ورمان و……حضور به هم رسانیده تا علاوه بر یادمان مردگان، به هویت تاریخی، نژادی، مذهبی، جغرافیایی، آداب‌ورسوم، سبک و سیاق زندگی، باستان‌شناسی، جنگ، انسان‌شناسی، مهندسی و صدها مقوله دیگر بپردازد و شاید بسیار به‌جا بوده است که بسیاری از فرهیختگان پیشنهاد یک ژانر «نوع»، سبک، یا گونه هنری را داده‌اند. نگارنده هم خلأ این مهم را به عینه مشاهده می‌کند.

با توجه به موارد فوق در این وجیزه به‌اختصار به چند مورد اشاره می‌کنیم.

اسطوره‌ها

اسطوره‌ها در اکثر موارد از یونان، روم و ایران سرچشمه می‌گیرد. مرگ، قبرستان و یادبودها هم بدین گونه‌اند.

۱- امفیاراوش، اسطوره یونانی بعد از مرگ تبدیل به ارواح الهام‌بخش مردگان می‌گردد که نقاشی‌اش را بر آرامگاه و سنگ‌نوشته مردگان می‌کشند.

۲-هادیس، خدای اسطوره‌ای مردگان است با شمایلی که حتی در کتاب‌ها هم آمده است و در زیر زمین به کار مردگان رسیدگی می‌کند و دارای معادن زیرزمینی بسیاری است.

۳-تاناتوس، خدای مرگ است (در اسطوره‌های روم یونان) که تندیسش را بر گورها می‌گذارند.

۴-در ایران نقوش بسیاری از شیر و خورشید و دایره دنیا از دیرباز بر سنگ مزارها گذاشته می‌شده است.

۵-نقش هَیاکِل دیگر به‌عنوان جان‌بخشی مردگان وزنده کردن آنها در بسیاری از نقاط جهان هست که خود به بخش مهمی از داستان‌ها و رمان‌های مدرن هم را ه پیدا کرده است

۶- به‌عنوان نمونه اسطوره، غمنامه و مرگ و مزار سهراب و دخمه‌ای از سُم ستوران از این گونه است که از این موارد در ادبیات کهن ایران وجود دارد نگذاردن طلا و جواهر و اسلحه و حتی خوراکی در گور از باورهای اسطوره‌ای آن زمان‌ها بوده است.

معماری و سبک‌های آن

وجود آرامگاه‌ها و نقشه معماری آنها در شهر و کشورهای جهان بسته به باورهای مذهبی، تاریخی هنری مردمان آن سرزمین و خود متوفی، تفاوت بسیار دارد. در میهن ما گورِ عارفان و شاعران با باورهای انها ساخته شده است به‌عنوان نمونه آرامگاه مسعود بیضاوی معروف به بابا رکن (از عارفان قرن هشتم) که آرامگاهش در تخته فولاد اصفهان است به شکل مخروطی که نماد دراویش است ساخته شده است. همچنین آرامگاه امامان و امامزاده‌ها به شکل مدور و با کاشی‌کاری‌های سبز رنگ انجام گرفته که بیانگر سید، مسلمان و شیعه بودن است. وب از در یزد در مورد زرتشتیان به گونه دیگر است

سمبل و نماد بر سنگِ گور

مرگ همیشه مهم‌ترین دل‌مشغولی، درد و تفکر انسان بوده است و پیوسته به دنبال راهی برای جاودانگی می‌گشته مواردی ازجمله: آب حیات، اکسیر جاودانگی، و خضر و راز جاودانگی از آن جمله‌اند وبِ ناچار آدمی زمانی که درمی‌یابد که گریزی از مرگ نیست. ناکام و ناامید به دنبال مرهمی بر این زخم می‌گردد تا اندکی خویش را تسلی داده باشد و به‌ناچار آنچه را در توان دارد به میدان می‌آورد تا رنگ و لعابی باشد برای انسانی که نمی‌خواهد مرگ را باور کند و دست به دامان سمبل ونمانی می‌گردد که ازقضا کارگرمی افتد، البته برای زندگان.

ا- نشانه‌های نمادین که به‌صورت مختصر و ناچاری با کمترین امکان بر گور مرده می‌گذاردند و به‌صورت سنگ نشانه از نوعی که قابیل بر گور هابیل نهاد تا فوت در مسافرت‌های کاری وزارتی مثل سفر مکه، مشهد و کربلا در همین قرن اخیر که درجای بلند مرده را به خاک می‌کردند با قوز سنگ‌هایی بر آن.

۲-نماد بر گورستان مسلمین

الف- قبرهای مسلمین به‌صورت مستطیل و رو به قبله است ویکی از کاربردهای آن جهت‌یابی است.

ب- گورستان مسلمین مملو از ادبیات فارسی و عربی درهم آمیخته است گاهی با دو سنگ عمودی واقفی مزین گردیده که بر یکی آیات قرانی و بر دیگری شعر یا متن ادبی فارسی نوشته شده است.

ج- نمادهای درخت سرو به نشانه ماندگاری و بهشت و یک پنجه باز نماد دست بریده ابوالفضل و شفاعت وی و گل لاله علامت جوانی و شهادت و آینه به نشانه روشنی و….. دیده می‌شود.

سمبول و نمادهای معروف و دیرین

از سمبول‌های بسیار معروف نقش کره زمین، شیر و خورشید با هم و جداگانه است که شیر سنگی موضوع شعر، داستان و فیلم سینمایی بوده است که هنوز هم در ایل بختیاری، ایل قشقایی، خرم‌آباد، بخشی از خراسان و خوزستان به‌جز در گورستان‌های شهری بر گور مردگان گذارده می‌شود که خود انواع بسیار و تاریخچه جداگانه‌ای دارند و سمبول شجاعت، بزرگی، رشادت و خصلت‌های بهینه دیگرِ انسانی است و تا آنجا که نگارنده در جریان است این‌گونه نیست که هر کس به‌صرف داشتن پول بر مزار بستگانش شیر سنگی بگذارد که خود مردم مدعی اثبات تبارنامه بزرگی‌اش می‌شوند. وبر این باورند که:

به ایلی که مردان جنگی بود

سر قبرشان شیر سنگی بود

خط و نقاشی و سمبول‌های آن بر سنگ قبر و آرامگاه

نقاشی و خطاطی از قدیمی‌ترین آثار باقی‌مانده بر مقبره‌ها و سنگ‌نوشته‌های گورها در تمامی جهان بوده است و در زمان‌ها و کشورهای مختلف، فلسفه و ویژگی‌های خاص خود را داشته است.

الف – کشکول، تبرزین و کلاه بلند از شاخصه‌های عرفان و دراویش.

ب- ماه، خورشید و ستاره و دایره‌های تودرتو از نماد و سمبول‌های آئین میتراییسم زرتشتی و آتش­پرستی و جهان‌وطنی.

ج-اسب، تفنگ، بز کوهی، گوزن و…نماد شکاربانی و جنگاوری.

د- درخت سرو، سنجد، شمشاد، گل‌های لاله، کوزه‌های گل هفت شاخه و برگ‌های زیتون نمادهای جوانی، ماندگاری، سرسبزی، بهشتی بودن و آرامش و آسودگی روح.

نقش کتاب، قلم، دفتر، تیرباران، شکنجه و کبوتران خونین بال، نماد مبارزه، روشنفکری، سواد و فهم و درک و عشق و آزادی.

د-جداول جادویی مربع، مثلث، حروف ابجد و اشعار جمله‌هایی که با آنها تاریخ تولد و وفات را می‌نویسند که فرصت پرداختن به همه آنها نیست.

مفاهیم نمادین ادبی اشکال گور

۱- گورهای دایره‌ای که از زمان‌های کهن مرسوم بوده و در قرن اخیر و مدرنیته گورسازی و گورهایی که در مخالفت با برج‌سازی رو به پایین می‌روند و خبرهایی از گورهای چهار طبقه هم به گوش می‌رسد و حتماٌ وجه اشتراکی هم دارند. اما گورهای دایره‌ای نماد و مفهوم جهان کوچک را دارد و حتماٌ نمادهای دیگر که نگارنده نمی‌داند.

۲-گورهای کودکان را به شکل مثلث می‌ساختند و کوچک.

۳- جنسیت متوفی را با کشیدن نقش شانه در دو طرف بالای قبر به علامت و معنای زن بودن و در یک طرف به نشانه مرد بودن می‌گذاشتند که بقایای آن هنوز در بعضی از روستاها موجود است و علامتی قراردادی بوده برای بی‌سوادان که تمایز کوبه‌های در را در ذهن متبادر می‌کند.

داستان و شعر بر سنگ گور و آرامگاه

سنگ گورها و مقبره‌های مردگان جهان بخش بسیار بزرگی از شعر و داستان سرزمین خود را درنهایت ایجاز و زیبایی به خود اختصاص داده‌اند. چنانکه هر گورستان به‌تنهایی برگزیده هنر، شعر و ادبیات یک کشور است و با یک جهان معنا. از نصایح و حکمت گرفته تا عشق و عرفان، از جنگ وصل گرفته، تا آزادی و آرامش. از حسرت وا‌گذاشتن دنیا گرفته، تا تمناهای برخاستن، و از عشق‌های جان‌سوز بی‌سرانجام، تا یابودهای آه‌ برانگیز مفقودالجسدی جوان که به‌تنهایی می‌تواند موضوع داستان، شعر و مقاله‌های بسیاری باشد. از آنجایی که با ذوق، اندیشه، تفکر و تمناهای بشری به مواردی از قبیل عشق عقل، غرور، قدرت، شجاعت و ترس‌های پنهان و آشکار انسان پرداخته است زیبایی خاصی را به همراه دارد. از آنجایی که این مورد بر همگان روشن است تنها به چند مورد کوتاه اشاره می‌کنم.

بر گور جک لندن نوشته شده »سنگی که بنا نمی‌خواست«

بر سنگ ادگارالن پو نوشته شده »کلاغ دیگر هرگز نگفت« که اشاره به یکی از کتاب‌هایش هم است.

بر مزار آلفرد هیچکاک نوشته شده »من اینجا در یک صحنه‌ام«

و گویند بر سنگ گور اسکندر نوشته‌اند »اکنون گور او را بس است، آنکه جهان او را کافی نبود«

و باز جمله زیبای دیگر »دیگر جلو پای کسی بلند نمی‌شوم«

و باز »آرام، مادرم خواب است« و از بزرگان خودمان

کیارستمی و تصویر »خانه دوست کجاست«

داوود رشیدی »آمدم، دیدم و رفتم«

بابک بیات »سکوت سرشار از ناگفته‌هاست«

پروین، ایرج میرزا، سپهری، فروغ، و بسیار بسیار بزرگان دیگر که مزارشان قبله جان گردیده است

حافظ برای گور فرزندش سروده است:

دلا دیدی که آن فرزانه فرزند

چه دید اندر خم این تاق رنگین

به‌جای لوح سیمین در کنارش

فلک بر سر نهادش لوح سنگین

و نصرت رحمانی با این شعر زیبا برای گور:

این‌گونه بود آغاز انقراض سلسله مردان

یاران

وقتی صدای حادثه خوابید

برسنگ گور من بنویسید:

یک جنگ‌جو که نجنگید

اما…. شکست خورد

 و دیگر آنکه: گویی این مرگ است که با تمامی گورهایش در زندگی جا خوش کرده است و سهم خود را در همه عرصه‌های حیات و از آن جمله ادبیات و هنر به زیبایی تمام می‌پردازد.

توسط |2019-06-11T00:30:25+04:30ژوئن 10th, 2019|فرهنگی + فرهنگ عامه|0 نظر

درباره نویسنده :

DastanoSafar

پیام بگذارید