داستانی از یک کتاب : آن یکی (فرحناز حاجی‌زاده) – ۱

///داستانی از یک کتاب : آن یکی (فرحناز حاجی‌زاده) – ۱

داستانی از یک کتاب : آن یکی (فرحناز حاجی‌زاده) – ۱

مقدمه:

فرخنده حاجی‌زاده متولد ۱۳۳۱ داستان‌نویس، شاعر، ناشر و فعال فرهنگی و اجتماعی که اولین داستان خود را در سال ۶۷ نوشت از شاگردان رضا براهنی است.

حاجی‌‌زاده در کنفرانس‌های بین‌‍المللی ادبی متعددی از جمله کنفرانس ادبیات معاصر دانشگاه نیویورک شرکت کرده است. از او چند مجموعه داستان و چند رمان منتشر و به چند زبان از جمله ترکی و انگلیسی ترجمه شده است. «خلاف دموکراسی»، «تقدیم به کسی که قاتلم نبود» و «نامتعارفه آقای مترجم!» عنوان برخی از مجموعه داستان‌ها و «خاله سرگردان چشم‌ها» و «از چشم‌های شما می‌ترسم» نام برخی از رمان‌های فرخنده حاجی‌زاده است.

داستان «آن‌یکی» از مجموعه داستانی به همین نام که در سال ۹۶ منتشر شده است، برای مخاطبان ماهنامه داستان و سفر انتخاب شده است.

داستانی از یک کتاب ( مجموعه داستان – آن یکی – )

آن یکی

فرحناز حاجی‌زاده

ما دلمان برای هم تنگ شده، با بهانهیی ساده نشسته‌ایم کنار دستگاه تلفن. دست‌هایمان با هم می‌روند طرف گوشی. بوق اشغال می‌شنویم. یکی از ما به فکرش می‌رسد گوشی را بگذارد و به آن‌یکی فرصت بدهد و به آ‌ن‌یکی فرصت شماره‌گیری بدهد. آن یکی هم با همین فکر گوشی را می‌گذارد. تلفن زنگ نمی‌زند. از کنار دستگاه بلند می‌شویم. یکی از ما تمام روز توی زندگی آن‌یکی سرک می‌کشد. آن‌یکی سرک‌های این یکی را می‌بیند، لبخند می‌زند و خودش هم توی زندگی آن‌یکی سرک می‌کشد و می‌بیند که آن‌یکی لبخند می‌زند. شب تصمیم می‌گیریم روز بعد، بی‌بهانه زنگ بزنیم. فردا هر دو می‌نشینیم کنار دستگاه تلفن. با هم دست‌هایمان می‌روند طرف گوشی. بوق اشغال می‌شنویم.

بوق اشغال می‌شنویم و فکر می‌کنیم سرانجام روزی یکی از ما می‌نشیند کنار تلفن. آن‌یکی گوشی را می‌گذارد تا وقتی آن‌‌یکی شماره را می‌گیرد، بوق آزاد بشنود. تا این یکی با اولین زنگ گوشی را بردارد و حال آن‌یکی و بچه‌هایش را بپرسد. تلفن که زنگ می‌زند آن‌یکی از ما هول می‌شود و حال بچه‌های نداشته‌ی این یکی را می‌پرسد. از جوابی که این یکی می‌دهد، آن‌یکی می‌فهمد چه قدر خطوط اشغال بوده است.

توسط |2019-09-17T17:04:08+04:30ژوئن 10th, 2019|داستان کوتاه|0 نظر

درباره نویسنده :

DastanoSafar

پیام بگذارید