یک پُست و چند کامنت : قونیه؛ آرامگاه مولانا شیخ‌العارفین و سرچشمه اشراق (وحید صدر بلوریان) – ۱

///یک پُست و چند کامنت : قونیه؛ آرامگاه مولانا شیخ‌العارفین و سرچشمه اشراق (وحید صدر بلوریان) – ۱

یک پُست و چند کامنت : قونیه؛ آرامگاه مولانا شیخ‌العارفین و سرچشمه اشراق (وحید صدر بلوریان) – ۱

مقدمه:

ماهنامه “داستان و سفر” اقدام به انتشار پُست‌های شخصی در زمینه سفر و گردشگری از میان شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها می‌کند. نثر پست‌ها معیار اول و  تداوم پست‌ در زمینه سفر و گردشگری توسط افراد، معیار دوم انتخاب پُست‌ها برای انتشار در ماهنامه است اما سوژه‌های انتخابی، طیف وسیعی از موضوع‌های مربوط به سفر و گردشگری را در بر می‌گیرند.

در این شماره به سراغ صفحه اینستاگرامی وحید صدر بلوریان رفته‌ایم که هم اهل ایرانگردی است و هم مسافر جهان و جهانگردی. هرچند او جراح متخصص پزشکی و مدرس دانشگاه است اما در معرفی خود در صفحه اینستاگرامش می‌نویسد: سفر می‌کنم تا زندگی کنم.

پست اینستاگرامی صدر بلوریان از سفرش به قونیه همراه با چند عکس از دریچه نگاه و دوربین او  برای مخاطبان ماهنامه “داستان و سفر” انتخاب شده است.

یک پُست و چند کامنت

قونیه؛ آرامگاه مولانا شیخ‌العارفین و سرچشمه اشراق

وحید صدر بلوریان

بشنو از نی چون حکایت می‌کند / از جدایی‌ها شکایت می‌کند …. جلال الدین محمد بلخی معروف به مولانا، مولوی و رومی (۶ نوامبر ۱۲۰۷، بلخ یا وخش – ۲۳ دسامبر ۱۲۷۳، قونیه) از مشهورترین شاعران ایرانی پارسی‌گوی است. نام کامل وی “محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی” بوده و در دوران حیات به القاب “جلال‌الدین”، “خداوندگار” و “مولانا خداوندگار” نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن نهم) القاب “مولوی”، “مولانا”، “مولوی رومی” و “ملای رومی” برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را “خاموش” و “خَموش” و “خامُش” دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده‌است.

در مورد مولانا بیشتر بدانید:

جلال‌الدین محمد بلخی در ۶ ربیع‌الاول (برابر با ۱۵ مهرماه) سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود و نسبت خرقهٔ او به احمد غزالی می‌پیوست.

وی در عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت و چون اهل بحث و جدال نبود و دانش و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی می‌دانست نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی؛ پرچم‌داران کلام و جدال با او مخالفت کردند. از جمله فخرالدین رازی که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را علیه او برانگیخت. سلطان العلما احتمالاً در سال ۶۱۰ قمری، هم‌زمان با هجوم چنگیزخان از بلخ کوچ کرد و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت نشسته، به شهر خویش بازنگردد.

روایت شده‌است که در مسیر سفر با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و عطار، مولانا را ستود و کتاب اسرارنامه خود را به او هدیه داد. فرانکلین لوئیس این حکایت را رد می‌کند و غیر واقعی می‌داند. وی به قصد حج، به بغداد و سپس مکه و پس از انجام مناسک حج به شام رفت. سپس با دعوت علاءالدین کیقباد سلجوقی به قونیه رهسپار شد و تا اواخر عمر همان‌جا ماندگار شد. مولانا در نوزده سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد. سلطان العلما در حدود سال ۶۲۸ قمری جان سپرد و در همان قونیه به خاک سپرده شد. در آن هنگام مولانا جلال الدین ۲۴ سال داشت که مریدان از او خواستند که جای پدرش را پر کند.

#عکاسی_طبیعت #عکاسی_موبایل#عکاسی_خیابانی #مولانا #مولانا_شمس#مولانای_جان #مولانا_الرومی  #عرفان#اشراق

کامنت‌ها:

  • ارادت خاص به جناب مولانا با توضیحات شما ارادت بیشتر ومطالب کامل شد او یکی از اساطیر بینظیر وبی بدیل سپاس از مطالب آموزنده وارزشمند
  • گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم / گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو. حضرتمولانا
  • شما به قطعه‌ای از بهشت پا گذاشتید توصیفات کامل بود. مولانا وارسته بود… کتاب پله پله تا ملاقات خدا به شرح حال مولانا میپردازه از تولد تا مرگ اثر شادروان دکترعبدالحسین زرین کوب مطالعه این کتاب رو به همه توصیه می‌کنم. آثار مولانا مثنوی معنوی فیه ما فیه دیوان شمس تبریزی…در ضمن مولانا رو تمام مردم جهان دوست دارند از جمله دکتر باربارا دی آنجلیس. مولانا عشق فراگیر، روحش آزاد…
  • یار مرا غار مرا عشق و جگر خوار مرا…
  • مولانای جان بی همتاست
  • زیارت قبول
  • آقای دکتر آگه تا استامبول میرین در خیابان استقلال نرسیده به برج گالاتای موزه مولانا هست که فقط یکشنبه‌ها یک سانس رقص سماع اجرا میشه
  • کتاب ملت عشق رو من تازه تموم کردم و به دوستان توصیه می‌کنم بخونند در مورد آشنایی مولانا و شمس تبریزیه
  • دیدن آرامگاه شاعران واقعاً عرفانی و حس خوبی داره و اطلاعات شما هم بی نظیره
  • چه حس خوبی.. یاداور قونیه بارگاه حضرت مولانا. ممنون اقای دکتر مارو بردی به حس وحال مهر که قونیه بودم
  • آگه رقص سماع هم اجرا کردن حتماً یه ویدیو بزارید
  • حس و حالش بینظیره و کاملاً با متن و تصاویر ارسالی شما به ما رسید.
  • عالیه مولانا ما زمستان اونجا بودیم ازشهرقونیه خوشمون نیومد اما مولوی چیزی دیگه ای بود واقعاً عالی بود
  • من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
    پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو
    سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
    ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
    دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
    آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
    گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
    گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
    من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت
    سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
    قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
    در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
    گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد
    که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو
    گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است
    گفت این غیر فرشته‌ست و بشر هیچ مگو
    گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
    گفت می‌باش چنین زیر و زبر هیچ مگو
    ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
    خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
    گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
    گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
توسط |2019-06-11T00:44:06+04:30ژوئن 10th, 2019|جاذبه‌های سفر و گردشگری|0 نظر

درباره نویسنده :

DastanoSafar

پیام بگذارید